|
سه شنبه ، 22 ارديبهشت 1388 ، 08:58 |
تجربه خيلي معلم خوش اخلاقي نيست. در بسياري موارد براي آموزشي که ميدهد ترکه هايي مي زند که تا سالها بلکه تا آخر عمر اثرش باقي خواهد ماند. امسال دقيقا 14 سال است که پا به وادي فناوري اطلاعات و ارتباطات گذاشته ام. اين سالگرد نه چندان دقيق را با ذکر 14 تجربه کسب شده در طول اين سالها و در زمينه مشاوره IT جشن مي گيرم.
1- مشاوران معمولا به خاطر تجربه اي که دارند استخدام مي شوند، اما در هر زمينه اي که به نظر کارفرما ربطي به IT پيدا مي کند به کار گرفته مي شوند. يادم باشد کار کردن در زمينه هاي متعدد باعث کسب تجربه هاي ضعيف و آبکي در همه آن زمينه ها مي شود. يادم باشد در برخورد با چنين کارفرماياني مشت اول را من بزنم.
2- هنوز به هيچ جا نرسيده ام و هرگز هم نخواهم رسيد. همواره بايد چيزهاي جديد بياموزم چرا که اين صنعت با سرعت عجيبي رشد و نمو مي کند. به محض اينکه دست از آموختن بکشم بلافاصله منسوخ مي شوم. هيچ متخصصي همه چيز را نمي داند ولي در عوض مي داند که بسياري از چيزها را نمي داند و کي و کجا نياز به اصلاح دارد.
3-IT تئوري نيست، IT عمليات و اجرا است. بهترين متدولوژي ها مي تواند به بدترين شکل ممکن اجرا شده باشند. اما من اگر درست رفتار کنم مي توانم کاري کنم که سيستم با بهره وري مناسب کار کند.
4- سعي کنم بجاي اينکه خيلي سراغ فن آوري هاي جور و واجور بروم، مشکل را حل کنم. اين سوال که "فلان فن آوري را چگونه پياده کنيم؟" سوال غلطي است. يک فن آوري جديد ممکن است راه حلي براي يک مسئله خاص ارائه کند، اما مطمئنا هرگز به مشکلات پايان نمي دهد. فن آوري ها بايد با کسب و کار ها مطابقت کنند نه با سليقه ها!
5- هر ابزاري کاربردي دارد و هيچ ابزاري براي همه کارها استفاده نمي شود. هيچ فن آوري بهتر يا بدتر از ديگر فن آوري ها نيست غير از اينکه در جواب سوال "به چه منظور؟" بخواهيم در مورد آنها قضاوت يا دسته بندي داشته باشيم
6- هميشه بايد با مشتري صادق بود و براي او بهترين ها را فراهم کرد. همواره به ياد خواهم داشت، که به هر قيمتي، موفق شدن کارفرما در پروژه اش در واقع موفقيت من است.
7- ياد گرفته ام همه کارفرما ها ارزش کار کردن ندارند. همه کسب و کارها الزاما کسب و کار خوبي نيستند. اصولا بايد مراقب باشم مي خواهم چه کاري را با چه کسي و چگونه انجام دهم. برخي از کارها را بايد رها کرد. اين کار خود باعث بدست آوردن کارهاي جديد و بهتر خواهد شد.
8- مهارت باعث افزايش بهره وري و بالا رفتن کيفيت کار مي شود. اما شهرت شماست که براي شما کار مي آورد. پس در کنار افزايش مهارت هاي فني همواره در جهت کسب شهرت هم قدم بر مي دارم.
9- مي پذيرم که اشتباه مي کنم. با طفره روي و توجيه خطا هايم مي جنگم و سعي مي کنم بهره وري خود را افزايش دهم. عليرغم همه کاستي هايم اعتماد به نفس خود را هميشه در بالاترين سطح نگاه مي دارم. بايد محکم بود. بايد پذيرفت که همواره راه حل هايي که ارائه مي کنم مي تواند خيلي هم راهگشا نباشد. بايد توان پذيرفتن اين اتفاقات را در خودم بالا ببرم و از آنها درس بگيرم. من نمي توانم همه ساعت ها را کار کنم. پس حتما خسته مي شوم و حتما هم اشتباه ميکنم.
10 - موفقيت به يک اعتماد دو طرفه نيازمند است. و اعتماد ناشي از يک همکاري متقابل و دوستانه با کارفرماست. خيلي شبيه ازدواج است با اين تفاوت که هر يک از طرفين هر زمان که بخواهند ....... بي خيال!! در هر حال خيلي شبيه ازدواج است!!
11- صداقت يک اصل است. صداقت است که اساس اعتماد را پايه ريزي ميکند. حتي اگر کارفرما هم از من خواست تا چيزي را مخفي کنم يا دروغ بگويم، بايد حقيقت را گفت. اگر در بدترين شرايط هم رفتار صادقانه داشته باشم هرگز مورد سوء ظن واقع نخواهم شد.
12- خودم بايد به کسب کار خودم حساس باشم. اصلا خوب نيست که کارفرما يا مشتري به دير پرداخت کردن عادت کند. نرخ کار خود را هميشه در بالاترين حد قابل قبول و قابل دفاع اعلام مي کنم و همواره براي کار خودم گزارش هايي با منظور کردن جزئي ترين موارد ارائه مي کنم تا از خودم در مواقع لزوم دفاع کنم. جمله "مگر چه کاري مي خواهي بکني " جمله متداول مشتري هاي ايراني است مخصوصا در اين صنعت. بايد همواره مستندات لازم براي جواب دادن به اين جمله آزار دهنده داشته باشم.
13-اگر فقط براي پول به کسي مشاوره بدهم يا ديوانه هستيم يا خيلي زود خواهم شد. پول خيلي مهم است اما جريان پرداخت همواره غير قابل پيش بيني است. مشاوره سخت ترين کار است پس بهتر است بجاي تمرکز بر چند ريال کمتر يا بيشتر به کار بهتر فکر کنم. ضمنا کار بدون قرارداد مثل پرش آزاد بدون چتر نجات است. قطعا عاقبت آن خوش نخواهد بود.
14- گاهي بايد به خودم هم مشاوره بدهم. ما معمولا چنان روي کار و مشتري ها تمرکز مي کنيم که فراموش مي کنيم هر از گاهي بر گرديم و خودمان را هم ارزيابي کنيم. واقعا من اگر مشتري خودم بودم براي اين مشتري چه پاسخي داشتم؟
در خاتمه مي خواهم بگويم تمام اين توصيه ها ميتواند "اشتباه" هم باشد. "اشتباه" کلمه خيلي قدرمتندي است. هر قاعده اي در مشاوره مي تواند اشتباه باشد. همواره عامل موقعيت و شرايط مهم ترين عامل است و در شرايط گوناگون رفتارهاي گوناگون بايد داشت. سعي کنيم در استفاده از هر قاعده اي در هر جايي حداکثر بهره را از عقل خود ببريم
|